منوی اصلی
ورود به سایت



تبلیغات
میهن بلاگ
وبلاگ میهن بلاگ باشگاه ایرانیان موفق دنیا
پرشین بلاگ
وبلاگ پرشین بلاگ باشگاه ایرانیان موفق دنیا
بلاگفا
وبلاگ بلاگفا باشگاه ايرانيان موفق دنيا
باشگاه ايرانيان موفق
سايتي براي گروه هاي مختلف
نظرسنجی
نظر خود را در رابطه با همایشهای گروه ثبت نمایید
 
صفحه اصلي / بیوگرافی / پرسش و پاسخ ازخانم معصومه تیموری در مورد همه چیز
مرتبط باسایت
پرسش و پاسخ ازخانم معصومه تیموری در مورد همه چیز پي دي اف چاپ پست الكترونيكي
امتیاز کاربران: / 6
ضعیفبهترین 

به نام خدايي که مراخالق زندگي خود خلق کرد
خانم معصومه تيموري تنها  سخنران زن انگيزشي در ايران هستند ، ازشون خواستيم تا کمي از وقتشونو در اختيار ما قرار بدهند ، تا با ايشون بيشتر آشنا بشيم
معصومه تيموري هستم متولد  14/11/1361  صادره از اصفهان ، در سن 17 سالگي ازدواج کردم و راهي بندرعباس شديم و بعد به تهران برگشتيم تحصيلاتم ديپلم رشته انساني . صاحب دو فرزند پسر هستم ميکاييل و دانيال و کارم هم در حال حاضر برپايي همايش هايي در زمينه موفقيته.
از دوران کودکي خودتون برامون بگيد؟
دوران کودکي خيلي خوبي داشتم،در يک خانواده گرم و صميمي بزرگ شدم که به خاطره موقعيت شغلي پدرم و تغيير شغل ايشون باعث مي شد که به شهرهاي زيادي سفر کنيم و اگه به پرونده تحصيلي من نگاه کنيد در هيچ کدوم از دوران تحصيلم 2 سال در يک مدرسه نبودم فقط به جز دوران دبيرستان که باز هم در حال جابه جايي بوديم و فقط محل تحصيل من تغيير نکرد و همه اينها به خاطره شغل پدرم بود که شغل هاي متفاوتي داشتند و آخرين شغل شون کارخانه دار بودن ايشون بود که از نظر اقصادي خيلي نوسان داشتند

و رابطه خيلي خوب و صميمي با خواهر بزرگم داشتم با برادرانم هم همين طور
از دوران تحصيلتون برامون بگيد ؟
دوران تحصيل يکي از شرترين و شيطون ترين دانش آموزان مدرسه بودم حالا چه ابتدايي و چه راهنمايي چه دبيرستان ، دبيرستان که کولاک بود ، هر اتفاقي تو مدرسه مي افتاد مي دونستند يه ربطي به من داره ؛
ولي در کل دوران تحصيلم رو دوست داشتم ، فکر مي کنم جزو بهترين دورانم بود،توي مدرسه مورد اخلاقي نداشتم ، اما از نظر شيطنت نفر اول بودم..درسم خوب بود.
آيا از بچگي هدف خاصي داشتيد؟
من از بچگي دوست داشتم که وکيل بشم ، و حتي بعد از ازدواج هم دنبال اين هدفم بودم، چون زماني که داشتم در قم تحصيل مي کردم ، رشته ي وکالت (حقوق) در قم وجود نداشت و من مجبور بودم که به شهرستان برم و پدرم با اين امر مخالف بود ، و هميشه خودم رو توي روياهام مي ديدم که دارم يه جا سخنراني مي کنم و از يه عده دارم دفاع مي کنم ...
خب پس چرا با وجودي که تجسم کرده بوديد و ميخواستيد وکيل بشيد ، وکيل نشديد؟
من نخواستم .
من کنکور دادم و قبول شدم و به دانشگاه هم رفتم اما همون اول کار متوجه شدم که وکالت اون چيزي نيست که من مي خوام ، بنابراين رهاش کردم ! من اشتباه کرده بودم چون رفتار اونهايي که وکالت خونده بودند اصلا با اخلاق ها و رفتارهاي من جور در نميومد !من حتي يک ترم هم به دانشگاه رفتم و اومدم ، اما در بين راه متوجه شدم که هدفم اين نبوده !
از پدر و مادرتون چه چيزي رو ياد گرفتيد؟
پدر و مادر من تقريبا زندگي خوب و متعادلي رو دارن . من اوايل زندگي زناشوئي م دچار مشکلات عمده اي بودم ، صبر و استقامت زيادي داشتم و اين فقط به خاطر الگو برداري از مادرم بود . صداقت رو با تمام وجود در خونواده ام  حس کردم و به طور عيني آموزش ديدم که آدم صاقي باشم ، و اين يکي از امتياز هاي مثبتي بود که من داشتم و تونست من و زندگيم رو از اون وضع نا به ساماني که داشتم نجات بده .
از خونواده ام صميميت رو ياد گرفتم چون خونواده ي من خيلي خود جوش و خون گرم هستند و از پدرم هم ريسک پذيري رو ياد گرفتم.من خيلي آدم ريسک پذيري هستم شايد با نود درصد زنها توي ريسک کردن فرق داشته باشم ،
و هيچ کس باور نمي کنه که يه زني بتونه تا اين حد ريسک پذير باشه .
از خواهر و برادرتون چه چيزي رو ياد گرفتيد؟
ما پنج تا هستيم ، يه خواهر بزرگتر از خودم دارم و سه تا برادر ؛
خواهرم از نظر اخلاقي خيلي با من تفاوت داشت هميشه از خواهرم به خوبي ياد مي کردن و از من به بدي ، هميشه اون متين و محجوب بود و من شر و شيطون ....من بيشتر کارهام به پسر بچه ها شبيه بود و خواهرم دقيقا نقطه ي مقابل من بود ، اما با اين همه تفاوت من و خواهرم خيلي با هم صميمي هستيم و با هم خوبيم ، خواهرم نمونه ي کاملي از يک انسان محتاطه ، اون توي زندگيش خيلي موفقه ، دلش ميخواست معلم بشه و به آرزوش رسيد و البته شغلش هم محتاط بودن رو ايجاب مي کرد ، اما شغل من نه ، شغل من نياز به ريسک پذيري داشت که خب منم اين روحيه رو دارم .
برادر هاي من آدمهاي بسيار ساده اي هستند ، به نظرم آدمها مي تونن توي زندگيشون از همه ي آدمهاي اطرافشون چيزي ياد بگيرند من از بردارانم ياد گرفتم که مثل اونها ساده نباشم ، و توي بعضي از موارد مثل اونها عمل نکنم.
دوست دارين به گذشته تون برگردين؟
زندگي خوبي داشتم ، شايد گاهي شرايط زندگيم نا به سامان ميشد ، مثل وقتي که ازدواج کردم ،فرض کنين يه دختر پولداري که باباش کارخونه دار بود ، رفت توي يه اتاق 9 متري و با اون همه سختي زندگي کرد ، اما با اين حال تمام زندگيم رو دوست دارم. زندگي پر فراز و نشيبي داشتم اما هميشه طوري بوده که در حال صعود بودم نه سقوط ، و همين براي من خيلي خوشاينده؛تا حالا به اين که به گذشته برگردم فکر نکردم و نميخوام هم به گذشته فکر کنم.
اگر برگردين به گذشته همين کارهايي رو مي کنين که قبلا کردين يا اينکه روشتونو تغيير ميديد؟
فکر مي کنم اگر اون کارهاي گذشته مو انجام نميدادم به اينجا نمي رسيدم ، بايد اون اتفاقها مي افتاد و بايد من اون روحيه ي ريسک پذيري رو مي داشتم .
من و همسرم خيلي کارهاي عجيب و غريب کرديم ، و الان فکر مي کنم که اگر ما اون کارها رو نمي کرديم شايد الان جرئت و جسارت اومدن بين اين همه چهره در اين شهر رو نداشتيم..
آره ، اگر برميگشتم همون کارها رو مي کردم.
هدف به چه معناست؟
به نظر من هدف يعني پيدا کردن يه مسيري براي داشتن زندگي بهتر.
يه مسيري رو انتخاب مي کني و در طول زندگي هم به چيزهايي که ميخواهي ميرسي و هم از مسير که همون زندگي باشه لذت مي بري.
من احساس مي کنم که آدمها خوشبخت متولد شدند ، يعني از وقتي که پا به اين دنيا گذاشتند خداوند خوشبختي رو توي وجودشون گذاشته ، ولي اونها از خوشبختي دور شدند ، من براي هدف معني خاصي رو در نظر ندارم ، شايد اينکه لذت ببريم.
از بچگي هميشه فکر مي کردم هدف يعني اينکه يه چيزي رو بدست بياري ، و خودم هم هدفم از بچگي وکيل شدن بود ، همه هم تشويقم مي کدن که خيلي خوبه چون تو استعدادشو داري و وکيل خوبي ميشي ، من از بچگي تصورم اين بود که اگر به وکالت برسم ، به هدفم رسيدم .
به نظرتون موفقيت به جامعه اي که ادمها توش دارن زندگي مي کنن چقدر بستگي داره؟
به نظر من اگر تک تک آدمها تغيير کنن ، جامعه هم تغيير مي کنه ، شايد به شرايط بستگي داشته باشه ، ولي صد در صد نيست ، بعضي جاها مهمه که خب تو توي چه شرايطي باشي ، توي چه خونواده اي باشي ، اما اگر زندگي نامه ي افراد موفق رو بخوني ، مي بيني اغلب اونها داراي زندگي خيلي سختي بودند .
دوست دارين مراحل موفقيت رو پله پله طي کنيد يا اينکه يه دفعه به يه موفقيت بزرگ برسيد؟
برام شيرينه که پله پله مسير رو طي کنم و اينکه هر وقت بخوام راجع بهش حرف بزنم بگم از کجا به کجا رسيدم.
آيا روزي فکر مي کرديد به اين نقطه برسيد؟
توي ذهنم خيلي تصور مي کردم ، اين نقطه که در مقابل اون چيزي که تصور مي کردم خيلي خيلي کوچيکه ، هر چند که الان ديگه زياد به عاقبتم فکر نمي کنم.
من قبلا به شهرت خيلي زياد فکر مي کردم ، و بيشتر از شهرت به محبوبيت فکر مي کردم..و الان که فکر مي کنم ميبينم ، آره واقعا به اين نقطه و حتي بزرگ تر از اين هم فکر  مي کردم و مي کنم.
بزرگترين آرزوتون چيه؟
اگر از يکي از آرزوهاي بزرگ شخصيم که مربوط به خودمه بگذريم ، دلم ميخواد بزرگترين و انگيزشي ترين و با اطلاعترين و تاثير گذار ترين سخنران دنيا بشم.
آيا آرزويي بوده که قبلا داشتيد و الان بهش رسيده باشيد؟
خــــيلي از آرزوهام..هميشه بعد از اينکه ازدواج کردم ، دلم ميخواست که يه زندگي شاد و عاشقانه و مهربوني داشته باشم و اوايل زندگيم اين چيزها رو نداشتم ، اون موقع نه شايد بود ، نه صميميت بود و نه هيچ چيز ديگه ، اما الان فکر مي کنم فراتر از اون چيزي که اون موقع توي ذهنم بود رو دارم.
آرزو داشتم بتونم کتابي بنويسم ، که جزو پر فروش ترين کتابها بشه ، من کتاب رو در حال حاضر نوشتم و نمي دونم چقدر اما مطمئنم جزو پر فروش ترين کتابها ميشه.
آرزو داشتم که آدم خوبي باشم ، و فکر مي کنم که هر روز دارم به خوب بودن نزديک ميشم.
در مورد آينده چطور فکر مي کنين؟
باورت ميشه من خيلي در مورد آينده فکر نمي کنم؟من قبلا خيلي به آينده فکر مي کردم ، اما يه روز يه جمله اي از اينشتين خوندم که خيلي روم اثر گذاشت ، گفته بود : من نگران آينده نيستم خودش مياد و من ميبينمش.
حتي توي قرآن هم نوشته پرهيزگارترين مومنان کساني هستند که نه غصه ميخورند و نه نگرانند ، که من فهميدم غصه خوردن مال گذشته است و نگران بودن براي آينده.و خدا داره اين رو واضح مي گه ، از اون روز سعي کردم که زياد به آينده فکر نکنم و اين طور هم شد.
اما در کل آينده ي روشني براي خودم وايرانم ميبينم.
بعضي ها مي گن که چون بهره ي هوشي کمتري دارن و يا استعداد کافي ندارند و يا به خاطر شرايط محيط زندگيشون و ... نمي تونن انسان موفقي باشند ، شما چه طور فکر مي کنيد؟
به نظر من اين قضيه يک درصد هم درست نيست ، چون خود من جزو اون اشخاصي بودم که هميشه فکر مي کردم بهره ي هوشي کمي دارم ، و اين فقط بر ميگرده به بـــاور آدمها ، اگر تو باور کني که کم هوش و بي استعداد و به درد نخوري ، واقعا هم کم هوش و بي بهره و به درد نخور خواهي شد.
به نظر من اگر بي استعداد ترين آدمها هم باور داشته باشند که نابغه هستند ، واقعا يکي از نوابغ دنيا خواهند شد.
من خودم توي اين مورد خيلي از تلقين استفاده کردم ، تعداد کتابهايي که من خوندم خيلي بيشتر از تعداد کتاب هاييه که آقاي عباس منش خوندن.اما من چون اون زمان باورم اين بود که همه مطالب رو فراموش مي کنم واقعا هم اين اتفاق برام مي افتاد اما الان اصلا اين طور نيست ؛ من يک کتاب رو يکبار مي خونم و تقريبا تمامي مطالب اون رو به ذهنم ميسپارم.
الگوهاتون چه کساني بودند؟
من حضرت فاطمه و حضرت مريم رو جزو اولين الگوهاي ذهنم قرار دادم، حضرت فاطمه به خاطر ايمان و صبر و استقامتي که داشتند و حضرت مريم هم همينطور.و در مرحله ي بعد مادر ترازا رو خيلي دوستش دارم و هميشه سعي مي کنم زندگي نا مه ي اين افراد رو ربط بدم به زندگي هاي خودمون ، چون به نظرم ما هم مي تونيم مثل اونها زندگي کنيم و ازشون الگو برداري کنيم.البته در زمينه سخنراني هم از خانم باربارب دي انجلس الگو گرفتم.
زندگي يعني چي؟
زنـــــدگي يهني يه مهموني خيلي خيلي قشنگ و با شکوه که تو بهش دعوت شدي و بايد توش به بهترين شکلي که مي توني برقصي ، اين جمله رو من خيلي دوستش دارم...(زندگي شايد اون جشني نباشد که تو انتظارش را داشتي ، اما حال که به آن دعوت شده اي تا مي تواني زيبا برقص...)
شايدم زندگي يه بازي باشه.که به نظر من بيشتر شبيه يه بازيه...
ارزشمند ترين چيزي که توي زندگيتون وجود داره؟
از چه لحاظ؟
ارزشمندترين چيز براي من خداست...و اگر بخوام از آدمها بگم مي تونم خيلي ها رو نام ببرم، همسرم ، پدر و مادرم < فرزندانم و برادرهام ....خيلي ها هستند...
در باره ي خدا برامون حرف بزنيد.
به نظر من نزديک ترين چيز به هر انساني خداست...
من خودم هر وقت احساس تنهايي مي کنم و مشکلات به من فشار مياره ، دستم رو ميذارم روي قلبم و با حس کردن ضربان قلبم حضور خدا رو حس مي کنم.از خدا توي ذهنم تصويري ندارم اما سعي مي کنم در همه ي مراحل زندگيم باهاش زندگي کنم.
ثروتمند کيه؟
کسي که احساس بي نيازي و خوشبختي داشته باشه.من پول رو ثروت نمي دونم.
براي رسيدن به اهدافمون زمان لازمه؟چقدر؟
براي کائنات زمان مفهومي نداره ، ما هم نبايد براش زمان تعيين کنيم.
براي کائنات فرقي نمي کنه که هدف تو کوچيک باشه يا بزرک؟اگر به رسيدن به هدفت باور و اعتقاد داشته باشي ، حتما بهش ميرسي.
گذشته چقدر تاثير داره؟
شايد بعضي اوقات که توي گذشته به ما خيلي فشار مياد ، خيلي زياد تاثير داشته باشه ، شايد يه جاهايي که تلنگرهاي شديدي از کائنات ميخوريم ، روي ما بتونه تاثير خودشو بذاره ، اما اينطور نيست که عامل بازدارنده باشه.
به نظر من اصلا شرايط قبلي يه آدم عامل بازدارنده اي براي رسيدن به يه آينده ي فوق العاده نيست...
بهترين کتاب ؟
اول قرآن...به نظرم شيواترين و جالبترين و رسا ترين کتابيه که وجود داره و بعد از قرآن کتاب نهج البلاغه ي امام علي (ع) رو هم بي نهايت دوست دارم و به نظرم کتاب فوق العاده ايه.
براي آدمهايي که ميخوان تغيير کنن ولي شايد انگيزه ي کافي براي شروع رو نداشته باشند ، چه توصيه اي داريد
من اگر بخوام به اين جور آدمها يه پيشنهاد بدم ، مي تونم بگم برن و زندگي نامهي چند تا از آدمهاي موفق رو بخونن و مطمئنم وقتي يه نقاط مشترکي رو پيدا کردند متوجه ميشن که شمارش معکوس شروع شده...و ايمان دارم که اگر آدمها بخوان توي هر شرايطي که باشند مي تونن خودشون رو تغيير بدن.
مهمترين اتفاقي که باعث شد به اينجا برسيد؟
من زندگي خيلي بدي داشتم و اصلا از زندگي خودم راضي نبودم ، وقتي زندگي من به يه آرامشي رسيد ، با خودم فکرکردم که منم اين آرامش رو به زندگي خيلي ها منتقل کنم.يعني يه جورايي اتفاقهاي زندگي خودم بود که باعث شد به اينجا برسم..
بزرگترين معجزه اي که تا بحال در کلاس هاتون اتفاق افتاده چي بوده
اغلب معجزه ها مربوط به سلامتي جسماني مي شده ، مثلا سرطان و ...
و من رو خيلي تحت تاثير قرار داد و يه مورد هم کسي بود که 15-16 سال قرص افسردگي مصرف مي کرده و بعد از اين دوره قرصها رو کنار گذاشته و خيلي خيلي به اون چيزي که ميخواسته نزديک تر شده.
به نظر شما با نزديک شدن به خدا ميزان ترس ، توي آدمها چقدر کاهش پيدا مي کنه؟ و شما در مقابل ترس چي کار مي کنين؟
به نظر من اگه آدم خدا رو حس کنه نمي ترسه هيچ وقت...ترس از نظر من به دليل بي ايمانيه...در هر جاي زندگيت وقتي به ايمان کامل به خدات مي رسي ، ترست از بين ميره..
حالا اگه خودمو بخوام بگم ، من آدم زياد با ايماني نيستم با وجودي که توي بعضي از مسائل اصلا نمي ترسم ، ولي خب بعضي جاها هم ممکنه بترسم..
چي شد که تصميم گرفتيد که کتاب بنويسيد ؟
کتاب روياهايي که رويا نيستند رو بيشتر آقاي عباس منش نوشتند ، قسمتي از کتاب که بخش اعظم کتاب رو تشکيل مي داد رو با کمک نداي درون آقاي عباس منش نوشتيم و بقيه ي جاها رو هم من کمک کردم.
البته بيشتر زحمتش با آقاي عباس منش بود.
اما در مورد کتابهاي خودم،احساسم بهم مي گفت بايد کتاب بنويسم و شروع به نوشتن کردم ، يک کتاب نوشتم در مورد قانون ها راز ، و اولين کتابي که تا آينده اي نه چندان دور به دستتون مي رسه اسمش اينه : تو خوشبخت متولد شده اي ،
که در مورد انژي هاي مثبت و تاثير کلام و ... است.
و دومين کتابم هفت راز شگفت انگيز جهان است ، که در مورد هفت تا از تکنيک هاي قانون جذب است ، که اين کتابم داراي تمرين هم هست...
يک کتاب هم در باره ي رابطه ي زناشويي نوشتم ،  و شايد يه جورايي از تجربيات خودم استفاده کردم ،
و کتاب ديگرم گرد آوري نامه هاي بچه ها به خدا ست ، و قسمتي از اين کتاب رو هم خودم نوشتم تحت مضمون نامه اي به خدا ...يعنني هم بچه ها نامه نوشتند هم من .
و حالا چند تا کتاب هم براي بچه ها داريم مي نويسيم...
بهترين جمله اي که تا به حال خونديد و يا شنيديد؟ و روي شما تاثير زيادي داشته چه جمله اي بوده؟
جمله ي هميشگي خودم ، تو خوشبخت متولد شده اي ..
راجع به همسرتون ؟
يکي از بهترين بنده هاي خداست ، به نظر من بسيار بسيار با معرفت و با مرام و مهربون وو دوست داشتني ست...
خيلي توي رشد و پيشرفت من تاثير گذار بوده ، تنها کساني که تونستند به من خيلي کمک کنند تا بتونم رشد کنم ، برادرم و همسرم بودند..
من از همسرم يه سري کار ها رو ، يه سري خوب بودنها رو ، يه سري ويژگي ها رو ياد گرفتم...
و خيلي توي موفقيتم موثر بوده..
توي ايران وقتي يه کار جديدي رو شروع مي کند معمولا خيلي مخالف جور واجور دارن ، نظرتون راجع به اين نوع برخورد ها چيه؟
به نظر من هر کسي هر جوري که بخواد مي تونه فکر کنه ، مي تونه راجع به ما نظر بده ، يه موقع هست يکي از برنامه ي ما خوشش مياد ، يکي خوشش نمياد ، يکي تاييد مي کنه ، يکي تاييد نمي کنه...به نظر من اگر اين گونه رفتار ها نبود چيزي کم بود ، اگر مخالفت ها نبود ، اگر اين همه برخورد و بازخورد مختلف وجود نداشت ، ديگه چيزي به اسم پيشرفت و رش وجود نمي داشت ، من خودم شخصا ايراني ها رو خيلي دوست دارم و عرق ملي م خيلي زياده ، به نظر من جزو خون گرم ترين مردمانند ،  و اين خيلي خوبه ما رقباي خودمون رو بشناسيم ، و در يک فضاي سالم در کنار هم با هم رقابت کنيم تا به يه نتيجه ي سالم و قوي برسيم .
به نظر من اين کار بد نيست ، ما توي اين کار خيلي سرزنش شديم ، هم از طرف خانواده هامون هم از طرف دوستها و آشناها و خيلي ها.... به خاطر اينکه ما دوتا بچه ي کوچيک داشتيم ، کاري که ما کرديم بسيار عجيب بود ، با يه بچه ي يک ماهه بدون هيچ وسيله اي براي زندگي از اين مسافر خونه به اون مسافر خونه ، توي زمستون...
و همه به ما مي گفتن شما ديوانه !! ايد .. عقل نداريد...
حتي به نظر من اون کساني که گاهي به ما توهين کردند و سعي کردند ما رو از اين کار منصرف کنند ،  شايد ما رو به جلو هل دادند...
منم به آرزوهاي شخصيم احترام مي گذاشتم و دنبال آرزوهام رفتم و ايمان داشتم خداوند بهمون کمک مي کنه .
سخن آخر؟
آدمها بسيار بسيار روحيه ي فوقالعاده و خارق العاده اي دارند ، که ميتونن از اون استفاده کنن ، شايد بهترين جمله براي حرف آخرم اين گفته ي انوشه ي انصاري باشه ، که گفت التماستون مي کنم ، دنبال اون آرزوها و روياهاتون بريد  و سعي کنيد به اونها جامه ي عمل بپوشانيد.
و بازم ميخوام بگم که شما خوشبخت متولد شديد و خوشبختي سهم شماست..خوشبختي حق شماست...
حقتونو از کائنات بگيريد و ازتون خواهش مي کنم ، به دنبال آرزوهاتون بريد و هيچ وقت فراموش نکنيد که خداوند در قران مي گويد ، شما اشرف مخلوقاتيد و من از روح خودم در شما دميدم..
ما بايد نسبت به اين لطف بزرگ خدا ، دين خودمونو ادا کنيم..
براي همه ي انسانها آرزوي شادي و خوشبختي دارم..
با تشکر از شما...
مصاحبه گر : فاطمه شفیعی ، شادان

 

نظر ها
افزودن جدید جستجو
ali  - تشکر   |212.50.244.xxx |2009-12-02 20:34:03
سلام زندگینامتونو خوندم.خیلی جالب بود. من دو
سال پیش از همسرم جداشدم. خیلی زندگیم بهم
ریخته .خیلی احساس حقارت و پوچی می کنم. رشته
زندگیم از دستم در رفته.تقریبا یک سال بیشتر
باهم نبودیم و توی این مدت هم همیشه با هم سر
مسایل ناچیز مثل طلاو حلقه و انگشتر وکادوهای
متفاوت ومنسبتها و رنامه های گذشته ایشون
دعوا داشتیم و آخر سر هم کار خودشو کرد و
درخواست طلاق داد و همه زندگیمو بهم زد و
رفت.همیشه عصبانی بود و با همه درگیر مید.بد
بین و پرخاشگر بود.ولی هنوز مثل سایه فکرمو
مشغول کرده.دلم بحال خودم و زندگیم میسوزه دلم
براش میسوزه که...
Parissa Shahmohammadian   |81.91.150.xxx |2009-12-15 14:51:22
Hi

It was so nice and interesting.
I am so thankful for your attempt to help
Iranian people.

Wish you & your family be happy and healthy in your life.
ناشناس   |222.212.250.xxx |2010-07-19 17:33:45
Sell brand watches,we have Chanel watches, Louis Vuitton watches,Franck muller watches,Rolex watches,Fake breitling watches,Mens omega watches, Chopard watches replica and so on. Welcome to Buy.
ناشناس   |118.113.138.xxx |2010-08-27 15:27:19
chanel earrings
ed hardy clothes
wholesale shoes
cheap jordan shoeswansantg2zxy
links of london jewelery
louis vuitton handbags
mbt anti-shoes
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
قالب نوشته:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img] 
 
 
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

3.23 Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 
سخن روز
ژوزف مورفی: منشا همه بیماریها در فکر است
موسیقی آنلاین
هواشناسی


تهران
رطوبت: 29 درصد
ميدان ديد: 9.99 کيلومتر
فشار: 982.05 متر مربع
طلوع آفتاب: 6:40 ق/ظ
غروب آفتاب: 7:24 ب/ظ
دماي فعلي: 22 درجه سانتيگراد
روز: سه شنبه
حداقل: 23 درجه سانتيگراد
حداکثر: 34 درجه سانتيگراد
روز: چهار شنبه
حداقل: 25 درجه سانتيگراد
حداکثر: 35 درجه سانتيگراد
روز شمار
 
سه شنبه
1389
شهریور
16
 
پربییننده ترین مطالب
داستان قدم اول رام کنندگان حیوانات سیرک برای مطیع کردن فیلها از ترفند ساده ای استفاده
گندم یکی از گیاهان بوته ای است و یکی از مواد غذایی مهم برای نوع بشر است. دانه گندم دارای
دو مرد در کنار دریاچه ای مشغول ماهیگیری بودند. یکی از آنها ماهیگیر با تجربه و ماهری بود
با سلام حضور شمااز کجا بگم؟ مدتي قبل رفته بودم پابوس امام حسين موقع برگشتن فکر مي کردم
بزرگترين شهامت زندگي تقليد از ديگران نيست بلكه گذراندن زندگي خود است به هر قيمتي . حتي
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزيزماول از همه از خداي خودم سپاس گزارم و از عمق وجودم ،
سلام به همه دوستان تور یک روزه جنگل سیسنگان مهلت ثبت نام حضوری : تا دوشنبه 14 دی ماه به
سلام به همه دوستان فروشگاه الکترونیکی محصولات موفقیت شرکت ایرانیان موفق راه اندازی
غير ممكن وجود ندارد روزي پرواز انسان غير ممكن بود. روزي فتح ماه غير ممكن بود . روزي شكستن
مردی در نمایشگاهی،گلدان می فروخت. زنی نزدیک شد و اجناس او را بررسی کرد.بعضی ها بدون
سلام به همه دوستان تور جزیره کیشتاریخ حرکت : 27 تا 29 اسفند زمان حرکت : 9 صبح زمان برگشت : 9
با سلام خدمت همه دوستان جلسه مجمع عمومی باشگاه ایرانیان موفق دنیا در روز جمعه ، 2 بهمن
سلام ، خدايا شکرت سالها پيش عرفان کارم مي کردم و نيرويي به دست آوردم که مي توانستم با
مردی زیر باران از دهکده کوچکی می گذشت.خانه ای دید که داشت می سوخت و مردی را دید که وسط
داستان درباره يك كوهنورد است كه مي خواست از بلندترين كوه ها بالا برود. او پس از سال ها
بزرگترين معجزه و باوري که من به آن رسيدم بدست آوردن سلامتي کامل بودم چون در حدود 5 سال
سلام به همه دوستاناولين و متفاوت ترين مراقبه استاد عباس منش هم امروز برگزار شد که
1-    کلم تو عصاي معجزه گر توست:کلام انسان عصاي معجزه گر اوست سرشار از سحر و اقتدار. عيسي
درمیان تمام چیزهایی که جوانی به همراه دارد،مهمترینشان آرزوهاست.مردمانی که آرزو و هدف
اگر از علاقه مندان اینترنت باشید محال است که با نام گوگل آشنا نباشید و یا اینکه حتی از