Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4
تمرکز حواس در کلاس
یکی از شایعترین مشکلها، عدم تمرکز حواس در کلاسهای درس، جلسات سخنرانی، سمینارها و کنفرانس هاست.
بیشتر افراد با آن که با اشتیاق فراوان و تمرکز خوب سر جلسه حاضر میشوند و به سخنران یا مدرس گوش میسپارند، پس از چند دقیقه حواسشان پرت میشود و وقتی به خود میآیند، میبینند که دقایقی چند گذشته و در این مدت کاملاً در جای دیگری بودهاند. شاید در یک جلسه دو ساعته، شما چهل دقیقه با تمرکز عالی به جذب مشغول باشید و هشتاد دقیقه دیگر را به طور پراکنده مشغول افکار ذهنی خودتان باشید. اگر شما بتوانید در همان کلاس، تمامی مطالب را بگیرید، خود باعث میشود که حجم عمدهای از فعالیت مطالعه شما در منزل کاسته شود. شاید تا به حال با افرادی برخورد کرده باشید که فقط در کلاس حضور مییابند و بسیار کم در منزل مطالعه میکنند. معمولاً شما در این حالت به خود و اطرافیان خود میگویید: نمیدانم چرا با این که من ساعتها در منزل درس میخوانم و دوست من یک دهم آن را هم نمیخواند، همیشه نمرههای من از او کمتر است. شما باید توجه داشته باشید که مدت زمان مطالعه شما مطلقاً مهم نیست بلکه زمان مطالعه مفید و متمرکز شماست که مهم است. بسیاری از اوقات شما ساعتها کتاب به دست دارید و مشغول مطالعهاید اما زمان مطالعه متمرکز و مفید شما از یک ساعت بیشتر تجاوز نمیکند. علاوه بر این، درصد مهم و عمدهای از یادگیری در کلاس درس صورت میگیرد. شاید خودتان تجربه کرده باشید که آموختن درسی که زمان تدریس آن، شما در کلاس حاضر نبودهاید، چقدر دشوار است. اما حضور در کلاس از نظر فیزیکی چندان مهم نیست بلکه شما باید حضور مؤثر و متمرکزی در کلاس داشته باشید. ما هم اکنون میخواهیم تکنیکهایی را ارائه دهیم که شما با عمل کردن به آنها و فقط با عمل کردن به آنها بتوانید دانشآموز و دانشجویی فعال و درگیر باشید.
تکنیکهای حضور فعال در کلاس
۱- همراهی با مدرس:
بسیار مهم است که خودتان را با سرعت، نحوه و شیوه تدریس معلم یا استاد خود هماهنگ سازید و با او حرکت کنید. هم شتاب بیش از مدرس داشتن ذهن را آشفته و مغشوش میکند و هم سرعت کند شما و عقب ماندن از او. هماهنگ نبودن با سرعت و روش و بیان مدرس، شما را از جذب مطالب بعدی محروم میکند. آنچه که در همراهی با مدرس مهم است، در وهله اول، خوب شنیدن است. اغلب شما با آنکه صدای معلم را به وضوح نمیشنوید یا گفتار سخنران را متوجه نمیشوید از این که از او بخواهید دوباره آن مطلب را رساتر و واضحتر بیان کند، واهمه دارید. گاهی صدای سخنران به انتهای کلاس نمیرود، گاهی تند و گذرا صحبت میکند. گاهی صحبتش نامفهوم است و برخی اوقات نیز به مطلبی در گذشته استناد میکند که شما از آن هیچ اطلاعی ندارید. یادتان باشد شما برای این به کلاس یا جلسه سخنرانی آمدهاید که مطلبی را فرا بگیرید و معلم هم دقیقاً همین را میخواهد. بنابراین اگر کوچکترین ابهام یا عدم وضوحی را در مطلب یا صدای معلم احساس کردید، باید با شهامت از او بخواهید که مطلب را دوباره بگوید.
سؤال کردن از معلم گناه نیست و نباید احساس گناهی را هم به دنبال داشته باشد. به ویژه دانشآموزان دوره ابتدایی خیلی از سؤال کردن بیم دارند. بسیاری از وقتها پیش میآید که مثلاً معلم تکلیفی را به بچهها میگوید که برای فردا انجام دهند و دانشآموز درست متوجه این تکلیف نمیشود، با وجود این چون میترسد که سؤال کند، چیزی نمیگوید و چه بسا که فردا به خاطر انجام ندادن آن تکلیف مؤاخذه و تنبیه شود.
دوباره تأکید میکنیم که اگر نکتهای را متوجه نشدید یا نشنیدید، حتماً بپرسید چه بسا که آن نکته کلیدی بوده، تمام درس آن روز وابسته به همان نکته باشد.
۲- شنوندهای فعال باشید:
شما بارها به این عبارت تأکیدی برخورد کردهاید: شنوندهای فعال باشید، اما مفهوم این عبارت چیست؟ یعنی باید چگونه باشیم؟ شنونده فعال چه خصوصیات و ویژگیهایی دارد؟
بهترین و مؤثرترین راه برای این که شما یک شنونده فعال باشید این است که یادداشت بردارید. چه، نیاز به یادداشت برداری را سر کلاس احساس میکنید چه نمیکنید، حتماً از صحبت مدرس یا سخنران، یادداشت بردارید. اما منظور ما از یادداشت برداری در اینجا با آنچه که در روش مطالعه متمرکز گفتیم فرق میکند که اکنون به شرح آن میپردازیم.
یادداشت برداری داخل کلاس
قلم و کاغذ به دست میگیرید و در کلاس حاضر میشوید. یادتان هست که گفتیم شب قبل از کلاس یک مطالعه اجمالی و یک بررسی ابتدایی از درس، انجام دهید؟ این کار را برای کسب اطلاعات اولیه و هشیاری ذهنی در کلاس انجام دادهاید. اگر شما بدون هیچ مطالعهای سر کلاس شیمی حاضر شوید، وقتی معلم میگوید امروز درس ما هیبریداسیون است و شما هم نه از قبل درباره هیبریداسیون چیزی میدانید نه نگاهی اجمالی به کتاب انداختهاید، تا چند لحظه خود را در کلاس بیگانه احساس میکنید. خود را کاملاً گیج میبینید و این حالت، خود باعث میشود که نسبت به این درس بیعلاقه شوید و به سرعت تمرکز حواستان را از دست بدهید و ذهنتان را به سیر در جاهای دیگر مشغول سازید.
درست بر عکس، اگر شما با مطالعه اولیه سر کلاس حاضر شوید، احساس خیلی خوبی در کلاس خواهید داشت، ذهنتان مشتاق است، میخواهید هرچه سریعتر از راز هیبریداسیون سر در بیاورید و در نتیجه تمرکز حواسی عالی پیدا میکنید. اهمیت مطالعه اولیه را پیش از این هم توضیح داده بودیم. حالا که شما با این آمادگی ذهنی و کنجکاوی و علاقمندی، دارید به صحبتهای معلم گوش میکنید، هر نکتهای را که فرا میگیرید یادداشت کنید.
هم اکنون شما میگویید فلان معلم یا استاد به ما اصلاً اجازه یادداشت برداری نمیدهد. به شما میگوییم که او کاملاً کار درستی میکند. چرا که شما معمولاً به شیوه سنتی خود، “جمله”های معلم را یادداشت میکنید و نوشتن یک جمله از صحبتهای معلم عملاً شما را از گوش دادن و درک جمله بعدی باز میدارد. شما به هیچ عنوان نباید جملهای یادداشت کنید بلکه باید به صورت اشارهای و مختصر از واژههای کلیدی استفاده کنید که چون جرقهای تمام موضوع را به یاد شما میآورد.
این گونه میتوانید همزمان با تدریس استاد، یادداشت کنید و پشت سر هم یادداشت بردارید در حالی که نه وقت شما گرفته میشود نه از درک مطلب بعدی باز میمانید و نه مدرس را ناراضی میکنید.
به جای همه اینها چند کار مهم انجام دهید:
اول این که بارذهنی خود را در کلاس لحظه به لحظه تخلیه میکنید و نکتهای را که فرا میگیرید یادداشت میکنید و ذهن خود را همچنان باز و گسترده و خالی نگاه میدارید. یعنی شکل حضور شما در پایان کلاس با شروع کلاس چندان تفاوتی نمیکند.
دوم این که چون خودتان را ملزم میدانید هرچه را که فرا میگیرید به سرعت بر روی کاغذ بیاورید، ذهن شما در یک حالت آماده باش قرار میگیرد و شما از تمرکز حواسی عالی برخودار میشوید و کاملاً از خود مراقبت میکنید که چیزی را جا نیندازید. فقط کافی است که یک بار این عمل یادداشت برداری را به شیوه درستی که گفتیم تجربه کنید تا ببینید که چقدر برایتان لذت بخش است. حتی کم کم به شکل یک بازی مهیج برایتان در میآید. این شیوه یادداشت برداری به صورت کمی حرفهایتر و ماهرانهتر در خبرنگاران دیده میشود که در مصاحبههای خود از گفتههای سخنران یادداشت برداری میکنند و سپس از روی آن، متن را تصحیح میکنند و اما سومین فایده یادداشت برداری این است که باعث میشود شما سر کلاس خواب آلوده نشوید و چرت نزنید به ویژه در اوقاتی که معلم یا سخنران بسیار آرام و ملایم و حتی کمی خسته کننده درس میدهد و شیوه تدریس او برای شما درگیری ذهنی لازم را ایجاد نمیکند. شما با یادداشت برداری، حضور خودتان را در کلاس مهیجتر و مؤثرتر میکنید.
بسیار بعید است که کسی به این شیوه در کلاس یادداشت برداری کند و خوابش بگیرد. شما وقتی سر کلاس خوابتان میگیرد که ذهنتان ساکت و ساکن شود. معلم در شما درگیری ذهنی ایجاد میکند و خود به خود به این کار مشغول میشوید. به ویژه وقتی سخنران از نوع سخنرانان آرام و ساکن است، شما باید یادداشت برداری را جدیتر بگیرید. نگویید: من این مطلب را بلدم و نیازی به یادداشت کردن ندارم. نگویید: من همه این مطالب را هم اکنون به حافظه ام میسپارم و نیازی نیست که یادداشت کنم و.. .
شما میدانید که یکی از مهمترین اهداف یادداشت برداری در کلاس، همین زنده و هشیار بودنتان سر کلاس است.
یک مانع بزرگ
مطالعه اجمالی قبل از کلاس و کسب اطلاعات پیش از حضور در کلاس میتواند یک اشکال بسیار بزرگ تولید کند و آن: رقابت با استاد است. به عبارت بهتر: به مبارزه طلبیدن استاد. به این شکل شما ذهن خود را مدام متوجه دانستههای خود میکنید و منتظرید تا در اولین فرصت آنها را بیان کنید و یا این که عمداً سؤالی میکنید که فقط نشان دهید مطلب را پیشاپیش میدانید. یادتان باشد که هدف از کسب اطلاعات اولیه فقط ایجاد یک نوع کنجکاوی و علاقمندی و تمرکز حواس است برای گوش دادن و یاد گرفتن بیشتر نه برای صحبت کردن و خودنمایی بیشتر. برای این که ذهنتان خالی باشد اطلاعات خود را قبل از کلاس بر روی کاغذ بیاورید و بالای آن هم بنویسید: هدف من این است که با گوش دادن به درس امروز، این اطلاعات ناقص خود را کاملتر کنم. وقتی این را مینویسید در خود میل بیشتری را برای فراگیری ایجاد میکنید و با خود تعهد میکنید که سخن نگویید. قرار است ما در کلاس، یک شنونده فعالی باشیم نه یک سخنران مبارز.
به هیچ عنوان در لحظه حضورتان در کلاس، اطلاعات قبلی خود را با اطلاعات معلم مقایسه نکنید. این مقایسه، ذهن شما را به خود مشغول میکند و دقایقی حواس شما را پرت میکند. مقایسه اطلاعات خودتان با اطلاعاتی که سر کلاس از معلم میگیرید، فقط باید در چند دقیقه پایان کلاس و یا حتی بعد از آن صورت گیرد. اگر سر کلاس این مقایسه را انجام دهید اگر احساس کنید این دو با هم تفاوت دارند، تمرکز حواس خود را از دست میدهید و حواستان پرت میشود. در حالت اول، شادی و شعف و هیجان ذهنی، عامل حواسپرتی شماست و در حالت دوم، احساس متفاوت بودن دانستههای قبلی شما از اطلاعات معلم، ذهن شما را بر انگیخته میکند که سؤالی کنید و حتی شاید تمایل داشته باشید که به نوعی دانستههای خودتان را توجیه کنید که این موجبات حواسپرتی شما را فراهم میکند.
از چه چیزهایی یادداشت برداریم؟
یادداشت برداری در کلاس، سه شاخه دارد.
* شاخه اول، یادداشت برداری از نکات مهمی است که معلم میگوید که در مورد آن توضیح دادیم.
* شاخه دوم، یادداشت برداری از سؤالاتی است که به ذهنتان میرسد. البته اگر روند کلاس آرام و طرح سؤال در طول کلاس مجاز باشد، ما توصیه میکنیم سؤال خود را فوراً بپرسید. اما اگر معلم بگوید به سؤالات شما در آخر کلاس پاسخ میدهم، مطلقاً سؤال خود را رها نکنید. حتماً آن را مختصراً در گوشهای بنویسید که آخر کلاس بپرسید. اگر بگویید: بعداً آن را میپرسم و یادداشت نکنید، تا پایان کلاس ذهن شما را مشغول میکند و این مانع فراگیری اطلاعات بعدی با تمرکز عالی میشود. به ویژه اگر سؤالتان برای شما جالب و جذاب باشد مدام در طول کلاس به پردازش سؤالتان مشغول میشوید و منتظرید که کلاس به پایان برسد و سؤال جالب خود را مطرح کنید. خیلی از اوقات، حتی این انتظار، ما را به جایی میرساند که دیگر دریافت پاسخ برایمان اهمیت چندانی ندارد بلکه فقط میخواهیم از طرح این سؤال جالب در حضور دیگران با صدای بلند لذت ببریم. به ویژه اگر بدانیم آفرین و تحسین معلم را هم به دنبال خواهد داشت. بنابراین حتماً سؤال خود را یادداشت کنید. بار ذهن خود را سبک کنید و به گوش دادن و یادداشت برداری از گفتهها ادامه دهید.
* شاخه سوم، یادداشت برداری از عوامل حواسپرتی است. سر کلاس درس هم به احتمال فراوان، افکار زیادی در ذهن شما غوطه میخورند که ذهن شما را منحرف میکنند. در گوشه ای، از آنچه که حواس شما را پرت میکند، یادداشت برداری کنید. در بالای این یادداشت بنویسید آنچه که باید پس از کلاس به آن فکر کنم یا انجام دهم. اگر بخواهید این کار را هم به تأخیر بیاندازید، یا به حافظه بسپارید و یادداشت نکنید، باز میدان ذهنی خود را تا پایان کلاس، اشغال میکنید. یادمان هست که قلم و کاغذ مهمترین ابزار برای تمرکز حواس هستند.
باز هم در فایده یادداشت برداری
به عنوان آخرین فایدهی یادداشت برداری، باید بگوییم که این عمل، شما را همیشه در حالت سوگیری قرار میدهد. در کتاب “زمینه روان شناسی” نوشته “اتکینسون – هیلگارد” گفته میشود: “همیشه با تغییرات محرک است که تحریک پذیر جهت میگیرد. ” برای روشن شدن این مطلب مثالی میزنیم: فرض کنید شما در خانه تنها هستید و صدای پایی را از پشت بام منزل خود میشنوید (صدای پا، محرک است و شما، تحریک پذیر). وقتی صدای پا بلندتر میشود یا به هر شکلی تغییر میکند، شما گوشتان را تیزتر میکنید (به زبان روان شناسی “سوگیری” میکنید). اما اگر صدای پا یکنواخت باشد یا تغییرات محسوس نداشته باشد به زودی برای شما عادی میشود و شما دیگر بر آن تمرکز نمیکنید. در کلاس درس، معلم محرک است و شما تحریک پذیر. تغییرات معلم به صورت حرکات دست، چهره و لحن و طنین صدا باعث میشود که شما مدام سوگیری کنید و تمرکز شما بر او باشد.
بسیاری از معلمان که به این نکته واقف هستند، در تدریس خود از این تغییرات، زیاد استفاده میکنند و توجه شما را کاملاً به خود جلب میکنند. در این موارد دیگر نیازی نیست که شما خودتان را تغییر دهید. اما معلمانی هم هستند که صدایی یکنواخت دارند و موقع تدریس، بیتحرکند. در کلاس ِ چنین معلمانی است که شما باید تحریک پذیری، در خود ایجاد کنید تا تمرکز حواستان پایدار باقی بماند. در مثالی که برای سوگیری زدیم، وقتی صدای پا از پشت بام به گوش میرسید، یکنواخت میشد، شما میتوانید با تغییر مکان خود و بالا رفتن از پلهها و نزدیک شدن به صدا، در خود سوگیری و تمرکز حواس ایجاد کنید.
یادداشت برداری داخل کلاس نیز در شما چنین حالت آماده باش و تحرکی را ایجاد میکند. جهت گیری برای شنیدن بهتر و درک بیشتر و بهتر. بنابراین، یادداشت برداری را جدی بگیرید.
اهمیت جلو نشستن
همیشه به خاطر داشته باشید که واقعاً رابطهای بین کسانی که جلو مینشینید و کسانی که درسشان خوب است وجود دارد. توجه کنید، کسانی که صندلیها و نیمکتهای جلویی را اشغال میکنند، در میدان دید خود، فقط معلم و تخته را خواهند داشت. اما کسانی که در ردیف دوم مینشینند، علاوه بر معلم و تخته، افراد ردیف اول را هم میبینند و همین طور تا ردیف آخر که دیگر همه ردیفهای جلویی در میدان دید قرار میگیرند. به عبارت دیگر، عوامل حواسپرتی در جلوی کلاس حداقل و در انتهای کلاس حداکثر است. از آن انتها، همه چیز مشخص است. چشم افرادی که در این انتها مینشینید، کوچکترین حرکات افراد جلویی را میبیند و این دیدن یعنی حواسپرتی. ما میگوییم: حتی الامکان در ردیفهای جلویی بنشینید. ممکن است بگویید این طور هم نمیشود که همه در ردیف اول بنشینند. ما هم حرف شما را قبول داریم اما مخاطبان ما آن کسانی هستند که همیشه تا وارد کلاس یا جلسات سخنرانی میشوند، با وجود آن که ردیفهای جلویی خالی است، خودشان میروند و در ردیفهای آخر مینشینند. میخواهیم به این افراد بگوییم که با این عمل خود پیشاپیش زمینه بسیار مساعد حواسپرتی را برای خود به وجود آوردهاند. اگر بخواهید در آن آخر بنشینید که هیچ چیز از دید شما مخفی نماند، در واقع حواسپرتی را به تمرکز حواس ترجیح دادهاید و خود را برای آن آماده کردهاید.
توصیه میکنیم که حتی الامکان، ردیفهای جلو را برای نشستن انتخاب کنید. باز هم تأکید میکنیم که واقعاً رابطهای بین کسانی که جلو مینشینید و پیشرفت تحصیلی، وجود دارد. این ارتباط، کاملاً منطقی است و این طور نیست که عوامل حواسپرتی خود را کمتر سازید. دقت و تمرکز حواس خود را افزایش دهید و به پیشرفت تحصیلی خود کمک مؤثر کنید.
نقش فرمان ذهنی
“آنتونی رانینز”، نویسنده کتابهای جالب و پر فروش “به سوی کامیابی” در یکی از سمینارهای خود مثالی زیبا میآورد که خوب است قبل از طرح نقش فرمان ذهنی، برای روشن شدن مطالب، اشارهای داشته باشیم به این مثال: پدری به فرزندش میگوید: “برو آشپزخانه، نمکدان را بیاور. ”، بچه بیدرنگ میگوید: “ نیست. ” یا “ نمی توانم پیدا کنم. ” و.. . پدر میگوید:
“ تو برو، پیدا میکنی. ” بچه پاسخ میدهد: “ می دانم که پیدا نمیکنم ولی میروم. ”
بچه به آشپزخانه میرود و تمام آشپزخانه را میگردد اما نمکدان را پیدا نمیکند. پدرش را صدا میزند و میگوید که نمکدان اینجا نیست. پدر به آشپزخانه میآید و خیلی زود میگوید: “نمکدان که اینجاست! جلوی چشمت بود، چطور آن را ندیدی؟” بچه متعجب و متحیر میماند که چرا با تمام جستجوی خود، نمکدان را که جلوی چشمش بود، پیدا نکرده است.
در این داستان که شاید در خاطره شما هم به نوعی مستند باشد، واقعیت چیست؟ چرا بچه نمکدان را پیدا نمیکند؟
واقعیت این است که این بچه قبل از آن که به دنبال نمکدان برود بارها به خود گفت: نیست، نمیتوانم پیدایش کنم. یعنی به ذهنش فرمان داد: نمکدان را پیدا نکن! مغز بچه این فرمان را دریافت کرد. حالا بچه به آشپزخانه میرود و به جستجو میپردازد اما با آن که نمکدان در میدان دیدش قرار دارد، آن را نمیبیند یعنی مغز، برنامه قبلی دارد که آن را شناسایی و پیدا نکند و به همین خاطر، به اصطلاح آن را پس میزند. مغز بچه مانند یک ماشین فقط فرمانی را که بچه به او داده بود، اجرا میکند.
نقش فرمانهای ذهنی در تمام موفقیتهای زندگی و از جمله موفقیتهای تحصیلی بسیار مهم است. قبل از این که به کلاس بروید، برای خود هدف تعیین کنید. به ذهن خود بگویید که چرا به کلاس میروید، آیا فقط برای این که برایتان غیبت ثبت نشود میروید؟ آیا برای خندیدن میروید؟ آیا برای چرت زدن میروید؟ و یا این که قصد دارید چیزی را بفهمید و یاد بگیرید؟ اگر این طور است دقیقاً برای خود مشخص کنید که میخواهید چه چیز را یاد بگیرید و در جستجوی چه هستید؟
همین برنامه ذهنی که قبل از کلاس به خود میدهید، تمام فعالیتهای شما را در کلاس پیرو خود میسازید. بنابراین کلاس را جدی بگیرید و قبل از حضور در آن به ذهن خود برنامهای جدی بدهید. دقیقاً مشخص کنید که میخواهید چه چیزی از این کلاس یاد بگیرید. این موضوع به موفقیت شما بسیار کمک خواهد کرد. یادتان هست که در تعیین هدف، گفتیم هدف باید جزیی، روشن و دقیق باشد. پس به ذهن خود بگویید که چه مطلبی را میخواهید بیاموزید. درخواستی مشخص از ذهن خود داشته باشید. مثلاً به خود بگویید: امروز میخواهم بفهمم واقعاً چرا و چطور رعد و برق ایجاد میشود؟ امروز میخواهم بدانم چطور میتوان از یک عدد اعشاری، جذرگرفت؟ و.. . هدف خود را از حضور در کلاس با صدای بلند یا در ذهن خود، برای خود کاملاً مشخص سازید.
فرمانهای ذهنی منفی و مخرب به ذهن خود ندهید. مثلاً همان فرمان “امروز به کلاس میروم که بخندم. ” یا “بروم ببینم چه میشود. ” یا ” بروم که غیبت نخورم. ” و.. . وقتی این فرمانها را به ذهن خود میدهید، در واقع به آن، این برنامه را دادهاید که: هیچ چیز یاد نگیر. وقتی هدف خود را از حضور در کلاس، خندیدن معرفی میکنید، تمام فکر شما به رویداد طنزآمیزی که در کلاس پیش میآید، متمرکز میشود و یا سرگردان به هر موضوعی واکنش نشان میدهید و توجه میکنید و قادر نیستید بر درس که مسلماً هدف اصلی حضور شما در کلاس است، تمرکز پیدا کنید.
یک عده هم هستند که وقتی به سمینار یا سخنرانی یا همین کلاس درس میروند به خود فرمان ذهنی ایراد گرفتن از استاد یا سخنران را میدهند. “ببینیم چقدر ایراد دارد”، ” چند اشتباه میکند. ” و.. . افرادی که در یک جلسه سخنرانی یا کلاس درس حضور دارند، شرایط نسبتاً یکسانی دارند اما چرا برداشت آنها از کلاس متفاوت است؟ علت، آن است که فرمانهای ذهنی ابتدایی حضورشان در کلاس با هم فرق داشته است. یکی از کلاس بیرون میآید و میگوید: چه نکته جالبی را یاد گرفتم. یکی میگوید: هیچ فهمیدید که فلان جا اشتباه کرد؟ یکی میگوید: چه حرف خنده داری در فلان لحظه کلاس گفت! و یکی هم میگوید: چه کلاس خسته کنندهای بود. من که فقط چرت زدم و هیچ چیز یاد نگرفتم. نفر آخر کسی است که یا به خود فرمان چرت زدن داده یا این که اصلاً هیچ فرمانی قبل از کلاس به ذهن خود نداده است که حالت دوم معمولتر و شایعتر است.
با توجه به همه این نکات که گفتیم، شما از این پس: ابتدا در منزل مطالعهای اجمالی بر مطالبی که میخواهند تدریس کنند، خواهید داشت. سپس قبل از ورود به کلاس، فرمان ذهنی دقیقی را به مغز خود میدهید و ذهن خود را از حضور در کلاس هدفدار میکنید. بعد از ورود به کلاس، حتی الامکان در ردیفهای جلو مینشینید و مانند یک شنونده فعال به درس گوش میدهید و یادداشت برداری میکنید. اگر هم سؤالی داشتید یا در طول کلاس میپرسید و یا آن را ثبت میکنید و در آخر کلاس از معلم سؤال میکنید. به این ترتیب شما حضور متمرکز و فعال و مثمر ثمری در کلاس خواهید داشت و درصد مهمی از یادگیری مطلب را همان سر کلاس به دست خواهید آورد.